السيد حامد النقوي
75
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )
اقول اوّلا افاده نفرمودند كه صاحب جامع الاصول اين مضمون را در كدام كتاب ذكر فرموده تا مراجعت به آن نموده تمييز صدق از كذب توانكرد و ثانيا 2 از صرف روايت خطيب احاديث شيعه را از سيّد مرتضى قدح كتاب تاريخ بغداد و امثال آن لازم نمىآيد زيرا كه جائزست كه خطيب اين احاديث را در بياضى عليحده نوشته باشد نه كتاب تاريخ بغداد كه ممدوح و مقبول اساطين نقّادست پس احتجاج بروايات تاريخ بغداد و مثل آن از كتب سائره فى البلاد نه بروايت سواد و بياض كما اتّفق للمخاطب العماد المرتاض فى الباب الحادى عشر تقليدا للكابلي المبالغ فى العناد و الاغماض چرا لائق ابطال و ادحاض گردد و ثالثا ازينجا كمال جلالت و عظمت سيد مرتضى طاب ثراه ظاهر مىشود كه خطيب بغداد با آن همه جلالت و عظمت و تبحّر و اتقان و رفعت شان اخذ احاديث از آن جناب نموده پس آن جناب شيخ و استاد خطيب لبيب بوده باشد پس تهجين مخاطب فطين در باب نبوّت آن جناب را ناشى از كمال عرفان و ايقان باشد قوله بالجمله اين حديث خود از ان قسم نيست كه در هيچ كتابى از كتب اهل سنّت موجود باشد و لو بطريق ضعيف اقول مخاطب ذو فنون كه بحب سقيفهسازى مفتون و بتلميعات غرائب مشحون پر جنوح و ركون و واله و شيفته تعصّباتيست كه بملاحظه آن قلوب اهل انصاف پر خون ظهور مىفرمايد در لباسهاى گوناگون و قالبهاى بوقلمون و اظهار مىنمايد عجائب تخديعات واژگون و غرائب اكاذيب محيّره ارباب خلاعت و مجون مگر نمىبينى كه بعد آن همه تلميع و تلبيس و تزوير و تقرير قواعد و تمهيد فوائد باز همان كذب سابق و دروغ گذشته را با مزيد تشييد و آب و رنگ تازه اعاده كرده تا از قاعده كه مقرر كرده توهم نشود كه اين حديث در كتب اهل سنت مذكورست ليكن ضعيف و غير